گزیده

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

 

     فهرست چشم انداز 77 صفحه اول |  بايگاني سال 1391 |    

 چشم انداز ایران - شماره 77 اسفند 91 و فروردين 1392

 

کولبران کُرد و راه‌های آزموده شده

احسان هوشمند*

اشتغال جمعیت انبوهی از ساکنان شهرستان‌های مرزی غرب کشور در تجارت رسمی و غیررسمی با کشور عراق (اقلیم کردستان عراق) پدیده تازه‌ای نیست.گزارش‌های اسنادی نشان می‌دهد لااقل از دوران رضا شاه یعنی از سال 1303 خورشیدی تاکنون دولت‌ها و مقامات محلی اعم از مقامات انتظامی، گمرکی و مرزبانان در پی مبارزه با کار مبادلات غیررسمی مرزی با عراق بوده‌اند. دستگیری، تبعید و یا جریمه نقدی این دسته از کاسبان در چند دهه اخیر از روش‌های معمول برای مبارزه با این نوع از اشتغال بوده است و البته به جز کشته‌شدن گاه و بیگاه و یا زخمی‌شدن برخی از این افراد و در دوره‌هایی حتی تبعید دسته‌جمعی چندين نفر از آنها نتوانسته است مانعی برای این فعالیت اقتصادی باشد. در سال 1317 بیش از 58 شهروند مریوانی و چند ده نفر از اهالی مهاباد بازداشت و به بهانه اشتغال در کار قاچاق مرزی کالا برای مدت سه سال به دیگر نقاط ایران و ازجمله شیراز تبعید شدند. اما آیا برخورد اين‌چنيني موجب کاهش این پدیده شد؟ آیا در سال‌های بعد این آمار کاهش یافت؟

میزان و شدت این پدیده در مناطق مرزی ایران و عراق بخصوص استان‌های آذربایجان غربی، کردستان و کرمانشاه یعنی در طول بیش از 750 کیلومتر از مرزهای غرب ایران با مناطق کردنشین کشور عراق، تابع عوامل و متغیرهای پیچیده‌ای است. حتی بروز جنگ هشت‌ساله عراق علیه ایران و درگیری‌های شدید نظامی در این مرزها هم هیچ‌گاه نتوانست مانعی برای تجارت غیررسمی مرزی باشد. در دوران جنگ ایران و عراق معمولاً می‌شد گروه‌هایی از مرزنشینان را دید که به تبادل کالا آن‌هم در میان توپ و بمب و گلوله مشغول هستند.

سیاست خارجی کشور و چگونگی تعامل ایران با کشورهای جهان، سیاست‌های گمرکی و نیز وجود تورم و همچنین تمرکزگرایی زایدالوصف اقتصادی از مهم‌ترین دلایل گسترش یا کاهش نسبی این پدیده اقتصادی و اجتماعی بوده است. اگر روابط ایران با دیگر کشورهای جهان، بویژه دولت‌های غربی در وضعیت تفاهم و دوستی باشد، تبادل اقتصادی با آن کشورها به صورت معمول در بنادر و به شکل‌هاي قانونی رونق بیشتری خواهد داشت و البته تجارت مرزی غیررسمی کاهش می‌یابد. همچنین زمانی‌كه قیمت کالایي خارجی به‌دلیل سیاست‌های گمرکی و سودجویی عده‌ای در تهران بالا می‌رود و در مناطق مرزی قیمت این کالا ارزان‌تر از دیگر مراکز اقتصادی کشور است، معمولاً تجارت غیررسمی مرزی رونق می‌یابد. در دوره‌های تورم نيز استقبال از کالاهای وارداتی از طریق تجارت غیررسمی، به‌دلیل قیمت نازل‌تر برخی کالاها در مرزها، بیشتر می‌شود.

در سال‌هاي اخیر و به‌دنبال گسترش تنش‌های بین‌المللی در منطقه و گسترش تحریم‌های دولت‌های غربی علیه ایران، بازار تجارت غیررسمی ـ آن‌گونه که توسط مقام‌هاي مربوطه قاچاق خوانده می‌شود ـ افزایش چشمگیری یافته است. سالانه به واسطه تجارت غیررسمی میلیاردها دلار کالا از طریق مرزهای غربی و دیگر مرزهای کشور وارد شده و این وضعیت، یعنی گسترش تجارت غیررسمی مرزی پیامدهای اقتصادی و اجتماعی بی‌شماری در پی داشته است.

در سال‌های اخیر و به‌دنبال گسترش قابل توجه این نوع از تجارت، مقام‌هاي مسئول برای کاهش آن به فعالیت‌های گوناگونی دست زده‌اند. بخشی از مرزها مسدود شده، پاسگاه‌های مرزی فعال‌تر شده‌اند، برخورد با این فعالان بویژه کولبران کُرد ساکن در نواحی مرزی شدت يافته و حتی بنا به برخی آمارها تلفات کولبران (اعم از کشته و زخمی) در طول سال افزایش داشته است. اما با وجود این برخوردهاي شديد اثری از کاهش کولبری و تجارت غیررسمی مرزی مشاهده نمی‌شود! شاید اثر گران شدن دلار و سایر ارزها به‌تنهایی بیش از این برخوردها بر کاهش تجارت غیررسمی تأثیر گذاشته باشد.

دلیل این امر هر چه باشد نشان از آن دارد برخورد با معلول هیچ‌گاه نافی پدیده‌ای نخواهد بود؛ وقتی دانش اجتماعی، پژوهش و استفاده از تجارب تاریخی راهنمای عمل نباشد نمی‌توان انتظار زیادی از نتایج این نوع سیاستگذاری‌ها داشت. وقتی برای شناسایی علل و عوامل منجر به کولبری و تجارت غیررسمی مطالعه‌ای صورت نمی‌گیرد، پژوهشی برای شناسایی علل اقتصادی و اجتماعی گسترش تجارت غیررسمی مرزی سامان نمی‌یابد و فقط برای برخورد با کولبران از شدت عمل استفاده می‌شود؛ پیامدی جزکشته یا زخمی‌شدن گروهی از مرزنشینان و بی‌سرپرست‌شدن عده‌ای از خانوارهای ساکن در مرزها، حاصل نمی‌شود؛ گروهی رنجدیده و کم‌درآمد که چاره‌ای جز روی‌آوردن به کار سنگین و طاقت‌فرسای کولبری ندارند.

امروزه هزاران تن از ایرانیان ساکن در مرزهای غربی کشور از راه مبادلات غیررسمی و تجارت مرزی امرار معاش می‌کنند. با حضور در نقاط صفر مرزی در منطقه تمرچین پیرانشهر يا حاج‌عمران، مرزهای سردشت، عباس‌آباد بانه، باشماق مریوان یا منطقه اورامانات می‌توان صدها کولبر را مشاهده کرد که در سرما، برف و بوران طاقت‌فرسا یا گرمای سخت با بارهایی گاه به سنگینی چند 10 کیلو بر دوش و پس از طی پستی و بلندی‌ها در حال کسب درآمد برای گذران زندگی فقیرانه خود هستند. تنها در برخی شهرها همچون بانه ده‌ها پاساژ و بازار و صدها خودروی مخصوص حمل بار برای این نوع از تجارت، بازاری پیدا کرده و رونق گرفته است. در نواحی روستایی نیز گروه زیادی از مردم به‌عنوان واسطه و حمل‌کننده کالا، یعنی کولبری امرار معاش می‌کنند. ازسوي ديگر در آن سوی مرزها نیز در منطقه اقلیم کردستان عراق و حتی در کشور ترکیه بخشی از  مرزنشینان و فعالان اقتصادی به این شبکه گسترده مبادلات مرزی میان مرزنشیان مرتبط شده و به این ترتیب شاهد شکل‌گیری شبکه‌ای از روابط اقتصادی و اجتماعی هستیم که کارکردش تبادل مرزی است. به معنای جامعه‌شناختی در دو سوی مرزهای غربی ایران شبکه و ساختی از مناسبات اقتصادی و اجتماعی شکل گرفته و نهادینه شده است؛ بخشی در تأمین کالاها، بخشی در انبارکردن، بخشی در حمل ماشینی، گروهی در حمل انسانی یا حمل با قاطر و اسب، بخشی دیگر در دلالی، گروهی در خارج از مرزهای منطقه و در حال سفارش کالا و نظارت بر ساخت و تولید کالا در آن سوی عالم (مثلاً در چین ده‌ها نفر از تجار همواره حضور داشته و با سفارش‌دادن یک کالای خاص بر روند تولید آن هم نظارت می‌کنند) و گروهی دیگر در حال تبادل ارزی و پولی؛ شبکه‌اي در گستره جغرافیایی بسیار وسیعی مستقر است. برخی در حال واردکردن کالاهای معمولی و مورد نیاز و گروهی در حال توزیع کالاهای غیرقانونی هستند. حتی دامنه این شبکه به تهران و ديگر نقاط ایران و دورتر از آن در دیگر کشورها استمرار یافته است. خریداران این کالاها هم شامل بخش زیادی از مردم مي‌شود .گاه در مناطق مرزی مانند با نه می‌توان هموطنان خراسانی، مازندرانی، کرمانی و شیرازی و حتی سیستان و بلوچستانی را مشاهده کرد که برای خرید چند قلم کالا یا برای تهیه جهیزیه دختران خود رو به سوی این شهرها آورده‌اند تا بتوانند با قیمت کمتری نسبت به محل سکونتشان کالاهایی را خریداری کنند.

حذف این شبکه گسترده نباید در دستور کار قرار گیرد، چرا که نه شدنی است و نه مطلوب. با هیچ ابزاری و به‌واسطه صرف بودجه‌های کلان نمی‌توان این خیل گسترده مرزنشینان را از تجارت مرزی برحذر داشت. مطلوب هم نیست. به اين دليل كه در صورت ترک این نوع از فعالیت اقتصادی توسط مرزنشینان، دولت برای اشتغال و کارآفرینی برای هزاران تن از مرزنشینان در این مناطق چه راه‌حلی دارد؟ چه تمهیداتی اندیشیده شده است؟ كدام زیرساخت‌ها مهیا شده؟ چه آموزش‌هایی در دستور کار قرار گرفته است؟ برای روی‌آوردن به کشاورزی و دامداری مدرن و امروزی یا اشتغال در بخش خدمات و صنعت چه برنامه‌هایی تعریف شده است؟ این مرزنشینان چگونه باید امرار معاش کنند؟ آیا دولت در برابر تأمین وسایل معاش، کار و اشتغال شرافتمندانه این ایرانی‌ها مسئولیتی ندارد؟

 گذشته از هزینه‌های سنگین انسانی و اقتصادی این نوع برخورد، تجربه گذشته نشان می‌دهد راه‌حل این پدیده در برنامه‌ریزی جامع و چند جانبه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. توجه به توسعه همه‌جانبه و بویژه بخش اشتغال در این حوزه‌ها می‌تواند در سطح وسيعي این پدیده را حل کند، اما تا آن تاریخ یعنی تا زمانی‌که این مناطق طعم شیرین توسعه‌یافتگی را بچشند، استفاده از ظرفیت این نهاد و ساختار یعنی ساختار مبادلات غيررسمي مرزی می‌تواند در خدمت اقتصاد ملی قرار گیرد. با برنامه‌ریزی میان‌مدت و انجام مطالعات دقیق و پژوهش‌های چندجانبه می‌توان از این شبکه برای ورود کالاهای اساسی و مورد نیاز کشور استفاده کرد، براي نمونه این شبکه مبادلات مرزی بی‌آنکه کسی برای آن اندیشیده باشد (یعنی به گفته جامعه‌شناسان، کارکرد اندیشیده نشده)، خود می‌تواند نقش با اهمیتی در دور زدن تحریم‌های کشور ایفا کند. استفاده از این ظرفیت، ضمن آن‌که موجب استمرار معیشت مرزنشینان البته با مخاطرات کمتر و شکل قانونمند، می‌شود، می‌تواند به‌تدریج در راستای نیازهای کشور سمت و سو یابد. هر پدیده‌ای می‌تواند کارکردهای متفاوت و گاه متضادی داشته باشد. محوریت دانایی، دانش، هوشیاری، برنامه‌ریزی و مشارکت است که می‌تواند برخی مشکلات موجود را به فرصت‌های بزرگ تبديل كند. آیا عزمی برای استفاده از این فرصت در میان مسئولان مربوطه مشاهده می‌شود؟ گذشت زمان نشان خواهد ‌داد كه آيا برای برخورد با این پدیده چند وجهی راهکارهای عقلانی و دانایی‌محور در دستور کار قرار می‌گیرد یا آن‌که با صرف هزینه‌های اقتصادی زیاد و به قیمت منابع مالی کشور و همچنین جان و سرنوشت گروه زیادی از مرزنشینان و مردمان سخت‌کوش و زحمت‌کش این سرزمین راه‌های آزموده شده دوباره آزمایش می‌شود؟ مبادلات مرزی، بخشی از تاریخ مرزنشینیِ مرزنشینان در ایران معاصر بوده است. در کنار پیامدهای اقتصادی نامناسب این نوع تجارت از زاویه‌ای دیگر، برای استفاده از ظرفیت‌های بزرگ و مثبت آن باید راه‌های نو اندیشیده شود. آیا ارزش جان و سرنوشت کولبران کُرد ساکن در استان‌های غربی ایران می‌تواند دلیلی برای آزمودن راهی خردمندانه برای استفاده از این پدیده و سامان‌دهي مناسب آن باشد؟

در این مسیر، گام اول انجام سرشماری برای مشخص‌شدن دقیق تعداد شهروندانی است که در این مناطق مرزی به کار تجارت مرزی و همچنین کولبری اشتغال دارند، در این سرشماری باید افراد تحت تکفل آنهاآمار گیری و مشخص شوند. شناسایی و احصاي این آمار نخستین گام برای هر نوع برنامه‌ریزی بعدی است. دادن مجوزهای قانونی همچون کارت‌های پیله‌وری و تجارت مرزی نیز بر این اساس، یعنی وجود آمار دقیق دست‌یافتنی خواهد بود. در این سرشماری البته باید با مطالعه‌ای تکمیلی، نوع کالاهای وارداتی و صادراتی (مانند سوخت) به تفکیک زمان و فصل، منطقه و شهرستان و روستای محل تبادل مرزی مشخص شده و معلوم شود هر کالا چه سهمی از این تجارت را در چه روزهايی از سال به خود اختصاص می‌دهد و با دسته‌بندی کالاهای وارد و خارج شده مشخص شود بازار کشور خریدار چه نوع کالا و با چه میزان است؟ ورود و خروج کالاها تابع چه متغیرهایی (اعم از اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و یاسیاسی) است و حجم پولی و ارزی در گردش چنین پدیده‌ای به صورت نسبی روشن شود، یعنی در طول یک‌سال چه میزان پول در این مبادلات در گردش است؟

گذشته از برخی کارکردهای اقتصادی و اجتماعی، اقتصاد غیررسمی بر زندگی مرزنشینان و تغییر سبک زندگی آنها و دسترسی این قشر و خانواده‌هایشان به برخی از کالاها و ابزارهای سبک‌های جدید زندگی و مهمتر از آن دریافت درآمد برای گذران زندگی و معیشت این اقشار، نباید از برخی كژکارکردهای این پدیده غافل بود. برخی آسیب‌های اجتماعی ناشی از این نوع از فعالیت نباید از چشم متخصصان و برنامه‌ریزان مغفول بماند. شکل‌گیری طبقه یا قشر تازه‌ای از سرمایه‌داران محلی که از قِبَلِ سرمایه‌گذاری در تجارت غیررسمی و مرزی توانسته‌اند درآمد نجومی و قابل‌توجهی برای خود کسب کنند و به‌عنوان سرمایه‌داران نوکیسه و البته گاه با زدوبندهای پیچیده با برخی از صاحبان نفوذ بر سرمایه و اندوخته‌های خود بیفزایند. این قشر جدید از سرمایه‌داران البته چون در فرایندی کوتاه‌مدت به جمع پولدارها افزوده شده و در این مسیر آمادگی یا به‌اصطلاح جامعه‌شناسی آن جامعه‌پذیری لازم برای زندگی در قشر بالا و متفاوت با پیشينه خود را نداشته‌اند البته درگیر مسائل عدیده‌ای شده‌اند و  این مسائل به پیامدهای خاص و شکل‌گیری پدیده‌های جانبی منجر شده و برخی آسیب‌های خانوادگی، طلاق و چندهمسری از تبعات آن بوده است. از سوي دیگر گسترش تجارت برخی کالاهای فرهنگی و به‌دنبال آن سرریزشدن در حوزه‌های مورد معامله که مقصد نهایی و کاربرد آن نه روستاهای مرزی و محروم، بلکه بخش‌هایی از لایه‌های شمال شهرنشین تهران و دیگر کلانشهرهاست خود بر پیچیدگی‌‌های موجود افزوده است. شاید رشد بالای طلاق در برخی از نواحی روستایی مرزی ازجمله مریوان و یا مهاباد را بتوان همراه با متغیرهای مؤثر دیگر از این رهگذر بررسی کرد. البته گسترش فساد ناشی از این پدیده و دادن رشوه‌های کلان احتمالی و تبعات گسترده ناشی از آن نیز باید مورد توجه قرار گیرد.

مشاهده می‌شود کولبری نتیجه اقتصاد بيمار جامعه ما و مناسبات نابرابر اقتصادی و به‌طور خلاصه توسعه‌نیافتگی کشور است. کولبری نتیجه گسترش تجارت غیررسمی مرزی و نیز مشکلات سیاسی کشور و حتی چالش‌های بین‌المللی است که ایران امروز درگیر آن است. کولبری ناشی از توسعه نامتوازن کشور و عدم‌دسترسی مرزنشینان به فرصت‌های اقتصادی مطلوب است و برای حل‌وفصل آن نه با نیروی برخورد قهری، بلکه با دانایی و برنامه‌ریزی می‌توان امیدوار به آینده‌ای مطلوب‌تر بود. آینده‌ای که با مشارکت گسترده مردمی، همدلی و همراهی دانایان و دانشمندان و مدیریتی کارامد قابل حصول است. مردم مرزنشین کُرد در غرب ایران همچون همه ایرانیان شایستگی زندگی شرافتمدانه، آبرومندانه و عاری از خطرات جانی و مالی را دارند باید از تمامی امکانات موجود برای دسترسی تمام ایرانیان و بویژه مرزنشینان کُرد به مواهب توسعه کوشید و این عزم و همتی ملی می‌طلبد. به امید آن روز.

*جامعه‌شناس و پژوهشگر مطالعات قومی

 

 

     |  فهرست چشم انداز 77 |  صفحه اول  |  بايگاني سال 1391 |