گزیده

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

 

كردها كه گفته مي‌شود جمعيت آنها حدود 30 ميليون نفر است در كشورهايي چون ايران، عراق، تركيه، سوريه، لبنان، ارمنستان، آذربايجان و حتي در افغانستان و تعدادي هم در اروپا پراكنده‌اند، اما بيشتر آنها در تركيه زندگي مي‌كنند

 

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

 

عناصر فرهنگي بويژه زبان و دين از مهمترين عوامل در شكل‌گيري قوميت و هويت قومي و نيز تداوم يا تغيير آن به شمار مي‌آيند

 

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

 

وجود گويش‌هاي مختلف در بين كردها، مايه تنوع قومي در بين آنها شده است. مردمي كه اكنون كرد ناميده مي‌شوند و در كشورهايي چون ايران، عراق، تركيه، سوريه و ارمنستان زندگي مي‌كنند به گويش‌هاي مختلفي گفت‌وگو مي‌كنند كه بسياري از آنها زبان همديگر را نمي‌فهمند

 

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

 

هنوز تقسيم‌بندي كاملي از زبان‌ها و گويش‌هاي كردي صورت نگرفته است. اما با اين حال، وجود زبان‌ها و گويش‌هاي گوناگون در بين كردان گوياي تنوع قومي در بين آنهاست

 

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

 

دين از يك‌سو باعث انسجام و همبستگي بين پيروان آن مي‌شود و از ديگر سو، موجب مرزبندي بين پيروان اديان مختلف مي‌گردد. دين نه‌تنها از عوامل مهم در تعيين هويت قومي، بلكه به همان اندازه از عوامل تداوم هويت قومي است

 

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

 

باورها و اعتقادات ديني باعث شكل‌گيري گروه‌هاي مختلف با هويت‌هاي متفاوت در بين كردها شده و به تنوع قومي در بين آنها انجاميده است

 

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

 

وضعيت كردها در بين جوامع غير ايراني چون عراق، تركيه، سوريه، لبنان و... در طول بيش از يك قرن باعث شكل‌گيري جنبش‌هاي مختلف رهايي‌بخش در بين آنها شده و در نتيجه قوم‌گرايي و قوم‌مداري در بين آنها شدت يافته است، از اين رو، اين تحولات در تقويت هويت كردي و كردباوري تأثير بخشيده است. منظور از كردباوري آن است كه كردها باوجود تفاوت‌هاي زباني، ديني، فرهنگي و... خود را كرد مي‌دانند

 

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

 

كردها به علت پراكندگي در چند كشور به صورت اقليت قومي درآمده‌اند كه در نتيجه در موارد زيادي نتوانسته‌اند از حقوق شهروندي همانند ديگر اعضاي جامعه بهره‌مند شوند، براي نمونه در تركيه حتي هويت قومي كردها ناديده گرفته مي‌شود، به‌طوري‌كه آنها را «ترك‌هاي كوهي» مي‌نامند

 

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

 

هر چند كردها داراي نام مشترك با عنوان «كرد» هستند و خود را كرد مي‌نامند، با اين حال از گروه‌هاي متعددي با هويت‌هاي قومي متفاوتي تشكيل شده‌اند

 

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

 

واژه كرد داراي دو معني است؛ به طوري‌كه از يك‌سو منظور قوم كرد است و ازسوي ديگر اين واژه در قرون اوليه اسلامي به قبايل كوچ‌‌نشين ايراني (غير غرب و غير ترك) صرف‌نظر از وابستگي قومي آنها اطلاق شده است؛ اما چنان‌كه اشاره كرديم چنين وضعي باعث شده كه بعضي از نويسندگان تصور كنند كه در آن زمان همه قبايل ايراني كرد بوده‌اند

 

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

 

     فهرست سومین ویژه نامه کردستان  |  صفحه اول  |  بایگانی سال 1387  |    

 

 چشم انداز ایران - سومین ویژه نامه کردستان - زمستان 1387

 

 

تنوع قومي در بين كردها: نگاهي كلي از ديدگاه انسان‌شناسي

 

سكندر امان‌اللهي

 

پروفسور سكندر امان‌اللهي بهاروند در سال 1316 در خرم‌آباد لرستان متولد شد. در سال 1347 مدرك كارشناسي جامعه‌شناسي را از دانشگاه مورگان (بالتيمور امريكا) گرفت. در سال 1350 كارشناسي ارشد انسان‌شناسي از دانشگاه مريلند (كالج پارك امريكا) و در سال 1353 دكتراي انسان‌شناسي خود را از دانشگاه رايس (هوستون امريكا) دريافت كرد. ايشان مدتي را به‌عنوان استاد ميهمان در دانشگاه‌هاي مختلف ازجمله هاروارد (امريكا) و آرهوس (دانمارك)، برگن (نروژ)، ديتابونكا (ژاپن) و... به تدريس گذرانده است.

دكتر امان‌اللهي داراي تأليفات و مقاله‌هاي زيادي به زبان فارسي و انگليسي است. تأليفات فارسي ايشان ازجمله، «منابع و مآخذ درباره ايلات و عشاير ايران و جهان» (1353)، «كوچ‌نشيني در ايران، پژوهشي درباره ايلات و عشاير» (1360)، «نظام اجتماعي ـ سياسي ايل بهاروند و تغيير و تحول آن ايلات و عشاير» (1362)، «نقد خاطرات حسينقلي‌خان نظام‌السلطنه مافي ايلات و عشاير» (1363)، «قوم لر: پژوهشي درباره پيوستگي قومي و پراكندگي جغرافيايي لرها» (1370)، «جغرافياي لرستان» (1370) و «مسائل و مشكلات كوچ‌نشينان از ديدگاه‌هاي انسان‌شناسي» (1371). ده‌ها كتاب و مقاله نيز به زبان انگليسي از ايشان در امريكا (دانشگاه‌ هاروارد و ديگر مراكز دانشگاهي و علمي) و اروپا به چاپ رسيده است. كتاب «خنياگري و موسيقي در ايران از هخامنشيان تا سقوط پهلوي» نيز به‌زودي توسط انتشارات آرون منتشر مي‌شود.

وي در حال حاضر در دانشگاه هاروارد مشغول تدريس و تحقيق است. لازم به يادآوري است ايشان استاد رسمي دانشگاه شيراز بودند كه اكنون بازنشسته شدند.

 

پيشگفتار

كرد به‌عنوان يك قوم ايراني در طول چند هزار سال گذشته در مناطقي كه هم‌اكنون زندگي مي‌كنند(1) به‌سر برده‌اند و از اين رهگذر دچار فرازونشيب‌هاي فراواني شده‌اند. زماني با همكاري ديگر قبايل مادي، كشور بزرگ ماد را بنيان نهادند و در طول حكومت هخامنشيان از منزلت خاصي برخوردار بودند. زماني صلاح‌الدين ايوبي از كردان پرچمدار اسلام و قهرمان جنگ‌هاي صليبي بود. اما در مقابل، زماني هم اعراب و تركان به سرزمين آنها يورش بردند و در شرايط نامساعد قرار گرفتند، به‌طوري‌كه در سال‌هاي نه‌چندان دور شاهد حمله شيميايي نيروهاي صدام به حلبچه بوده‌ايم كه در اين ميان هزاران نفر بي‌گناه جان باختند.

كردها كه گفته مي‌شود جمعيت آنها حدود 30 ميليون نفر است در كشورهايي چون ايران، عراق، تركيه، سوريه، لبنان، ارمنستان، آذربايجان و حتي در افغانستان و تعدادي هم در اروپا پراكنده‌اند، اما بيشتر آنها در تركيه زندگي مي‌كنند.

تاكنون مطالب زيادي درباره كردها نوشته شده است كه بعضي نادرست و در مواردي اغراق‌آميز هستند. چنان‌كه به‌تازگي در كتابي باعنوان «كردان در پارس و كرمان» به قلم دكتر صداقت‌كيش ادعا شده است كه تمام ايلات و قبايل ايراني در استان فارس از زمان هخامنشيان و دوره اسلامي كرد بوده‌اند و يا اين‌كه لُرها به‌عنوان شاخه‌اي از كردها به شمار آمده، كه درنتيجه استان‌هاي لُرنشين چون لرستان، ايلام (سابقاً پشتكوه لرستان)، بختياري، كهگيلويه ـ بويراحمد و قسمت‌هايي از استان‌هاي فارس و بوشهر جزو اراضي كردنشين قرار گرفته‌اند.

اما هدف اين مقاله بررسي هويت و تنوع قومي در بين كردها از ديدگاه انسان‌شناسي (مردم‌شناسي) است. از آنجايي كه هويت، از چنين ديدگاهي به‌عنوان پديده‌اي فرهنگي به شمار مي‌آيد، لازم است به روال هميشگي ابتدا مفهوم قوم و فرهنگ را مشخص كنيم.

 

مفهوم قوم

واژه قوم به مردمي گفته مي‌شود كه داراي وجوه مشترك تاريخي (زبان، دين، آداب و رسوم، هنر، موسيقي و...) و در مواردي بعضي از ويژگي‌هاي ظاهري جسمي هستند؛ نسبت به يكديگر احساس تعلق و همبستگي مي‌كنند و خود را از ديگر گروه‌ها جدا مي‌دانند. اصولاً قوميت پديده‌اي فرهنگي است و از اين رو قابل تغيير و تحول است.

 

تعريف فرهنگ

منظور از فرهنگ همانا بُعد فوق جسمي (ابرتني) انسان است كه راه و روش زندگي و تمام دستاوردهاي مادي و غيرمادي انسان را در بر مي‌گيرد و از طريق آموختن منتقل مي‌شود. بر اين اساس، فرهنگ از ديدگاه علم انسان‌شناسي، قلمرو گسترده‌اي دارد كه تمام ابعاد زندگي و دستاوردهاي انسان را شامل مي‌شود. براي نمونه، زبان، دين، ساختار اجتماعي، نظام سياسي، تعليم و تربيت، آداب و رسوم، نوع لباس و غذا، معماري، پزشكي، ابزارها و وسايل گوناگون، طرز آرايش، خط و ادبيات و هزاران مقوله ديگر از اجزاي فرهنگ به‌شمار مي‌آيند.

با اين توضيح مختصر متوجه اين واقعيت مي‌شويم كه عناصر فرهنگي بويژه زبان و دين از مهمترين عوامل در شكل‌گيري قوميت و هويت قومي و نيز تداوم يا تغيير آن به شمار مي‌آيند. از اين‌رو، در اين مقاله بررسي تنوع قومي در بين كردها در چارچوب فرهنگ و بويژه دو عامل اساسي يعني زبان و دين و چند عامل ديگر صورت مي‌گيرد.

 

عوامل مؤثر در شكل‌گيري هويت و تنوع قومي در بين كردها

به‌تازگي آقاي احسان هوشمند، جامعه‌شناس و محقق برجسته كرد در مقاله جالبي باعنوان «كرد يا كردها؛ مدخلي جامعه‌شناختي بر كردشناسي»(2) آشكارا از چگونگي تنوع قومي در بين كردها سخن به ميان آورده است. هرچند ممكن است چنين گفتاري به مذاق بعضي از قوم‌گرايان كرد سازگار نباشد، اما تنوع قومي در بين كردها يك واقعيت آشكار است. در اينجا براي روشن‌شدن مطلب به عواملي كه باعث شكل‌گيري هويت و تنوع قومي در بين كردها شده‌اند اشاره مي‌كنيم.

 

1ـ واژه كرد

اين واژه كه اكنون به صورت عام به گروه‌هاي مختلفي كه «كرد» ناميده مي‌شوند اطلاق مي‌شود، از اركان هويت و مايه پيوند بين اين گروه‌ها شده است. در اينجا نياز به ريشه‌يابي اين واژه نيست، زيرا تاكنون مينورسكي و ديگران [مينورسكي، محقق و كردشناس روسي است كه پژوهش‌هاي متعددي در ارتباط با كردها، اورامي‌ها و لرهاي ايران منتشر كرده است كه كتاب وي درخصوص كردها ترجمه شده است.] به اين امر پرداخته‌اند. اما آنچه مسلم است نويسندگان قرون اوليه اسلامي، اين واژه را از جهتي براي ايلات كوچ‌نشين و يا به عبارتي به عشاير غير ترك و غيرعرب، يعني كوچ‌نشينان ايراني صرف‌نظر از تفاوت‌هاي قومي بين آنها به كار برده‌اند.(3) متأسفانه چنين وضعي باعث اشتباهات فراواني شده است، به‌طوري‌كه بعضي از نويسندگان دانسته يا ندانسته بسياري از ايلات ايراني غيركرد را به‌عنوان شاخه‌هايي از قوم كرد قلمداد كرده‌اند و درنتيجه هويت آنها را ناديده گرفته‌اند. در اينجا مي‌توان به افرادي چون شرف‌خان بدليسي، محمد امين زكي بيك، شيخ‌محمد مردوخ، مهرداد ايزدي، جمشيد صداقت‌كيش(4) و... اشاره كرد كه براي نمونه لرهاي لرستان، بختياري، كهگيلويه ـ‌ بوير احمد، ممسني و... را كرد دانسته‌اند.

اما به‌تازگي كتابي باعنوان «كردان پارس و كرمان» (1381) به قلم دكتر جمشيد صداقت‌كيش به‌وسيله انتشارات صلاح‌الدين ايوبي در اروميه منتشر شده كه با تعجب فراوان، بسياري از ايلات غيركرد در استان فارس را كرد معرفي كرده است. با آن‌كه خانم لمبتون، ايران‌شناس معروف و شادروان سعيد نفيسي(5) از سال‌ها پيش و نگارنده در كتاب «قوم لر» به واژه كرد به‌عنوان شيوه‌اي از معيشت مبتني بر گله‌داري و چادرنشيني اشاره كرده‌ايم و با آن‌كه دكتر صداقت‌كيش بخشي از گفته‌هاي شادروان سعيد نفيسي را در اين باره نقل كرده است، با اين حال او با بي‌اعتنايي به اين گفته‌ها ـ كه ريشه تاريخي دارند ـ واژه كرد را تنها محدود به قوم كرد دانسته و از اين رهگذر ايلات زمان هخامنشيان و ساسانيان و دوره‌هاي بعدي را كرد به شمار آورده است. اشتباه اساسي دكتر صداقت كيش همانا عدم توجه به دو مفهوم از واژه كرد است كه يكي به معني عشاير و كوچ‌نشينان گله‌دار ايراني و ديگري به معني يك گروه قومي يعني كردها بوده است. هر چند گفته‌هاي دكتر صداقت‌كيش نياز به بررسي مفصل دارد كه از حوصله اين مقاله خارج است، با اين حال در اينجا لازم است به اختصار ادعاي او را مبني بر اين‌كه همه ايلات استان فارس در دوره پيش از اسلام و نيز در قرون سوم و چهارم هجري قمري از نژاد كرد بوده‌اند بررسي كنيم.

دكتر صداقت‌كيش در فصل اول كتاب باعنوان «كردان فارس پيش از اسلام» مي‌نويسد: «ما اطلاعات دقيقي از كردان پارس در دوره هخامنشي در دست نداريم. سعيد نفيسي مي‌نويسد: از زمان هخامنشيان در ميان طايفه‌هاي چادرنشين فارس، ما به‌نام كرد برمي‌خوريم.»(ص 10)

مايه بسي تعجب است كه نويسنده فقط سطر اول از پاراگراف شادروان نفيسي را نقل كرده و بقيه آن را كه در آن آمده است: «كرد اصلاً در زبان‌هاي ايراني به معني بيابانگرد [است]» نقل نكرده و آن را به فصل هفتم (صص 84ـ83) منتقل كرده است. چنان‌كه دنباله پاراگراف در فصل هفتم چنين است:

«باز دلايل ديگر هست كه كرد اصلاً در زبان‌هاي ايراني به معناي بيابانگرد و كاملاً مترادف همان كلمه Namade فرانسه است كه از ريشهNomas يوناني به معني چراننده است و شگفت‌تر اين‌كه در زبان فارسي هم كرد را به معني «گله‌چران» به كار برده‌اند و طبيعي هم هست، زيرا چادرنشينان هميشه گله‌دار بوده‌اند. معني كرد با گله‌چراني به اندازه‌اي ملازم يكديگر است كه در دوره ساساني و تا مدتي از دوره اسلامي طوايف مختلف كردها را «رّم» مي‌گفتند و اين همان كلمه‌‌اي است كه در زبان امروز ما «رمه» شده است و اين كلمه به زبان عرب هم رفته، منتها اغلب آن را «زّم» و جمع آن را مي‌بايست رموم باشد كه «زموم»‌ نوشته‌اند.

در بسياري از متون فارسي هميشه كه خواسته‌اند طايفه‌هاي چادرنشين ايران را برشمارند، ايشان را كرد ناميده‌اند و در اين اواخر كرد، اصطلاحي خاص شده است براي چادرنشينان ايراني‌نژاد كه نژاد و زبانشان ترك و تازي سخن نمي‌رانده و از نژاد ترك و عرب نبوده و چادرنشين بوده و در هر جا كه بوده است كرد گفته‌اند. چنان‌كه مثلاً بختياري‌ها و لرها و همه چادرنشينان فارس، كرمان، خراسان و نواحي مركزي و غربي و شمالي ايران را در هركجا بوده‌اند كرد دانسته‌اند.»( ص 84ـ83)

با اين حال، دكتر صداقت‌كيش براي ثابت‌كردن نظريه‌اش در همان صفحه مي‌نويسد:

«همان‌طور كه ملاحظه كرديد در قسمت اول اين كتاب در بخشي از كارنامه اردشير بابكان چنين آمده است:"... و ساسان شپان پاپك بود و همواره با گوسپندان بود و از تخمه‌ داراي دارايان و اندردش ـ خدايي الا سكندر بگريزيد و نهان ـ روشي و با كرد شبانان به سر مي‌برد." » سپس ادامه مي‌دهد:

«خوب اگر كرد را به معني شبان بپذيريم چرا در اين متن «كرد شبانان» را به كار برده است؟ بنابراين منظور از اين عبارت «كرد شبانان» يعني شباناني كه از نژاد كرد بوده‌اند و مسلم است كه واژه «كرد» در متن‌هاي سده سوم هجري به بعد چيزي غير از منظور نژاد كرد نيست.»

چنان‌كه مي‌بينيم دكتر صداقت‌كيش در وهله اول با استناد به متن كارنامه اردشير بابكان به نادرست نتيجه گرفته است كه منظور از كرد شبانان يعني شباناني كه از نژاد كرد بوده‌اند. اما در متن كارنامه اردشير بابكان (ترجمه قاسم هاشمي‌نژاد) چنين ‌آمده است:

«بابك را فرزند نامبردار هيچ نبود. ساسان شبان بابك بود، از نژاد و ناف داراي شهريار و همواره با رمه گوسفندان مي‌بود و وقت بيداد شاهي اسكندر گريزان و پوشيده مي‌رفت و روزگار مي‌گذراند با شبانان كرد.»(ص 31)(6)

در اين متن كاملاً آشكار است كه شبان به معني چوپان است و واژه كرد هم در آن روزگار مترادف قبايل ايراني بيابانگرد بوده است. بنابراين منظور آن است كه ساسان روزگار را با چوپانان عشاير و يا چوپانان كوچ‌نشينان گله‌دار سپري مي‌‌كرده است و يا اين‌كه ساسان، روزگار را با عشاير يا كوچ‌نشينان گله‌چران مي‌گذرانده است، درنتيجه در اينجا حرفي از نژاد كرد در ميان نيست.

دكتر صداقت‌كيش سپس دومين استدلال خود را مبني بر مترادف بودن واژه كرد با نژاد كرد چنين مطرح مي‌كند: «دليل ديگر ايل عرب از صدر اسلام در فارس مي‌باشد و از سده سوم هجري قمري در لابه‌لاي متون تاريخي و جغرافيايي، ايلات ديگر نظير شول‌ها، لرها، تركمانان و ترك‌ها را در فارس مي‌بينيم كه همراه كردها آمده‌اند، پس چرا در اين متن‌ها ننوشته‌اند: كردان عرب، كردان شول، كردان لر، كردان تركمن و كردان ترك؟ در نتيجه مسلم است كه واژه كرد در عبارت «زموم الاكراد، پارس يا رموم الا كرد پارس غير از بحث نژاد كرد چيز ديگري نيست.»(ص 84)

گفتار ياد شده تعجب بيشتري را برمي‌انگيزد، زيرا همان‌گونه كه مرحوم سعيد نفيسي و نيز خانم لبمتون در مقاله مفصلي باعنوان ايلات (Ilat) در دايره‌المعارف اسلام نوشته‌اند، يادآور شده است كه جغرافيدانان و مورخان قرون اوليه اسلامي تمام ايلات ايراني بيابانگرد (كوچ‌نشينان گله‌دار) را كرد مي‌‌ناميدند. بر اين اساس، واژه كرد يا اكراد به قبايل بيابانگرد غير ايراني يعني اعراب، تركمن‌ها و ترك‌ها اطلاق نمي‌شده است كه آنها را اكراد عرب يا اكراد ترك بنامند. اما از اسامي ايلات ايراني كوچ‌نشين كه باعنوان كرد يا اكراد مشخص شده‌اند نام برده شده است. چنان‌كه مسعودي در كتاب «التنبيه والاشراف» از لرها نام برده و نيز مقدسي در كتاب «احسن التقاسيم في معرفه الاقاليم» (جلد دوم، ص 664) باعنوان كردها يعني قبايل ايراني كوچ‌نشين گله‌دار از سي‌وسه ايل در استان فارس نام برده است.(7)

از اين گفتار مي‌توان نتيجه گرفت كه واژه كرد از يك‌سو عنواني است كه تنها به ايلات ايراني كوچ‌نشين صرف‌نظر از وابستگي قومي آنها اطلاق شده و از ديگر سو، منظور يكي از اقوام ايراني يعني كردها مي‌باشد. اشتباه اساسي دكتر صداقت‌كيش و افرادي كه پيش از او مرتكب چنين اشتباهي شده‌اند آن است كه واژه كرد را تنها به معني «قوم كرد» يا به قول دكتر صداقت‌كيش «نژاد كرد» تفسير كرده‌اند.(8) حال اگر ادعاي دكتر صداقت‌كيش درست باشد كه براساس آن تمام ايلات بيابانگرد ايراني (غيرترك و غير عرب) در سراسر ايران ازجمله پارس، كرمان، بلوچستان و... از قوم كرد بوده‌اند، پس چگونه است كه از ايلات و قبايل وابسته به ديگر اقوام ايراني خبري نيست؟ از آن گذشته اگر همه اين قبايل در سراسر ايران و ازجمله استان پارس، كرد بوده‌اند پس چگونه است كه همه اين ايلات زبان كردي را فراموش كرده‌اند؟

نكته ديگر آن كه جغرافيدانان و مورخان قرون سوم و چهارم هجري قمري از «رموم الاكراد» يا «زموم الاكرد» ياد كرده‌اند كه منظور آنها منطقه يا قلمرو يكي از قبايل كوچ‌نشين ايراني بوده كه زير نظر سران آن اداره مي‌شده است. در چنين قلمرويي، شهر و روستا هم وجود داشته است. براي نمونه مي‌توان منطقه بختياري را كه تا پيش از تحولات اخير زير نظر خوانين ايل بختياري ادراه مي‌شد، معادل رم الاكراد آن زمان دانست. ترديدي نيست كه كتاب «كردان در پارس و كرمان» نياز به بررسي مفصلي دارد، اما پيش از اين‌‌كه اين مبحث را رها كنيم لازم است چند نكته در ارتباط با گروه‌هايي كه در فارس زندگي مي‌كنند و دكتر صداقت‌كيش آنها را كرد قلمداد كرده است يادآوري كنم كه:

1ـ لك‌ها، لشني‌ها، كروني در زمان كريم‌خان زند از لرستان به فارس آورده شده‌اند. همگي از لرهاي لك لرستان هستند. لشني‌ها به سه گروه تقسيم شده‌اند كه گروه اصلي در نزديكي درود لرستان، گروهي به اسلام‌آباد كرمانشاه مهاجرت كرده‌اند و گروهي از فارس به رودهن رفته و به زبان تركي حرف مي‌زنند.

2ـ طايفه اصلي كروني در لرستان و در منطقه كوهدشت زندگي مي‌كنند.

3ـ طوايف مافي، باجلان و چگني از لرهاي لرستان هستند كه در زمان كريم‌خان زند به فارس آورده شده‌اند و اكنون گروه اصلي چگني هنوز در لرستان به‌سر مي‌برند. كرد شولي‌ها هم همان‌طوري كه در كتاب قوم لر شرح داده‌ام اصلاً لر هستند.(9)

4ـ غازيوندها يا قاضيوندها كه در تلخداش زندگي مي‌كنند كرد و از يارسان هستند كه در زمان كريم‌خان زند به اين ديار آورده شده‌اند.

5ـ كريم‌‌خان زند اصلاً لر بوده و همان‌طور كه دكترصداقت‌كيش اشاره كرده است (ص 120، پاورقي شماره 2) در منابع دست اول از كرد بودن او مطلبي ديده نمي‌شود.

 

2ـ‌ زبان

زبان يكي از مهمترين عوامل مؤثر در شكل‌گيري قوميت و هويت قومي است كه تغيير آن مي‌تواند موجب تزلزل هويت قومي شود. آنچه مسلم است كردي و گويش‌هاي آن از مهمترين عوامل در تعيين هويت قومي كردهاست. اما در عين حال، وجود گويش‌هاي مختلف در بين كردها، مايه تنوع قومي در بين آنها شده است. مردمي كه اكنون كرد ناميده مي‌شوند و در كشورهايي چون ايران، عراق، تركيه، سوريه و ارمنستان زندگي مي‌كنند به گويش‌هاي مختلفي گفت‌وگو مي‌كنند كه بسياري از آنها زبان همديگر را نمي‌فهمند. چندي پيش از يكي از دانشجويان كرد از نواحي سردشت كه به اتفاق همسرش مهمان نگارنده بود، خواستم ترانه‌اي از زبان كردهاي تركيه را برايم ترجمه كنند. اما هر دوي آنها صادقانه اظهار داشتند كه زبان كردهاي تركيه را نمي‌فهمند! دانشمندان زبان‌شناس حتي به اين نتيجه رسيده‌اند كه بعضي از اين زبانها مانند «زازا» اصلاً جزو گويش‌هاي كردي نيستند، هر چند گويشوران آن، خود را كرد مي‌دانند. جويس بلو، زبان‌شناس فرانسوي درباره زبان‌هاي گوراني و زازا مي‌نويسد: «به‌طوركلي زبان‌‌هاي گوراني و زازا در گروه شمال غربي زبان‌هاي ايراني قرار داده مي‌شوند. باوجود همجواري گوراني و زازا با زبان كردي و باوجود احساس عميق سخنگويان آنها در تعلق داشتن به مليت كردي، نمي‌توان اين دو زبان را به زبان كردي منسوب دانست، چرا كه تحولات خاص زبان كردي را متحمل نشده‌اند.»(راهنماي زبان‌هاي ايراني، جلد 2، ص 555)(10)

به طوركلي زبان كردي و گويش‌هاي متعدد آن جزو خانواده زباني ايراني و در شعبه شمال غرب قرار مي‌گيرند. با آن‌كه مطالب فراواني درباره تقسيمات زبان كردي و گويش‌هاي آن نوشته شده است، با اين حال تقسيم‌بندي كاملي تهيه نشده و يا اگر چنين چيزي وجود دارد نگارنده از آن بي‌خبر مانده است. از آن گذشته، در تقسيم‌بندي‌هاي موجود تناقضات وجود دارد، چنان‌كه شرف‌خان بدليسي در زمان صفويه كردها را به چهار گروه كرمانج، لر، كلهر و گوران تقسيم‌بندي كرده است. (شرفنامه، ص 23) شيخ محمدمردوخ كردستاني نيز بر همين اساس تقسيم‌بندي كرده و مي‌نويسد: «به هر حال كردهاي امروزه از حيث زبان چهار شعبه‌اند: 1ـ كرمانج 2ـ گوران 3ـ لر 4ـ‌ كلهر» (تاريخ مردوخ، ص 54) اين تقسيم‌بندي بدون پايه و اساس است و مطالعات انجام شده آن را مردود مي‌داند. چنان‌كه مي‌دانيم زبان لري زبان مستقلي است كه جزو گروه زبان‌هاي جنوب غربي به شمار مي‌آيد. با اين حال شادروان شيخ مردوخ تمام قبايل لر را جزو كردها قلمداد كرده است. تاريخ مردوخ از جهات فراواني غيرمستند است و نياز به تصحيح كامل دارد. مرحوم رشيد ياسمي درباره تقسيم‌بندي گويش‌هاي كردي مطلب تازه‌اي ارائه نكرده است و تنها نوشته كه: «از نظر زبان، كردان را به چهار دسته تقسيم كرده‌اند: گوران، كرمانج، لر، كلهر» و تفاوت اين زبان‌ها آشكار است و خارج از گنجايش اين مختصر خواهد بود. (كرد و پيوستگي نژادي و تاريخي او، ص 139)(11) «درك كينان» نگاهي گذرا به زبان كردي دارد و يادآور شده است كه «در اين زبان به دو لهجه عمده سخن مي‌گويند: كرمانجي و كردي و همين دولهجه به‌طوركلي شمال و جنوب كردستان را از يكديگر جدا مي‌سازند. لهجه سومي هم هست كه كردها آن را ماچو ـ ماچو مي‌خوانند: در تركي‌ زازا و در فارسي گوران خوانده مي‌شود. گروهي از زبان‌شناسان معتقدند كه اين زبان كردي نيست، اما مردمي كه بدان سخن مي‌گويند خود را كرد مي‌دانند.» (كرد و كردستان، ص 34)(12)

ازسويي مهرداد ايزدي در كتاب «كردها، ص 169» زبان كردي را به دو گروه پهلواني و گوراني تقسيم كرده است كه در نگاره صفحه بعد گويش‌هاي هر گروه مشخص شده‌‌اند.(13) تاكنون در تقسيم‌بندي زبان كردي، از واژه پهلواني به‌عنوان شاخه مهمي از زبان كردي مطلبي نديده‌ام. بدون ترديد اين تقسيم‌بندي نيز ناقص است. مثلاً تقسيم گويش لكي به بيرانوندي و فيلي نادرست است، زيرا:

 

 

 

 

 

كرمانجي

كرمانجي شمالي (بهديناني)

سنجاري، جوديكاني، ارفي، بهتاني، بايزدي، حكاري، سورچي، قوچاني، خراساني، بيرجندي، گويش‌هاي البرزي

 

كردي

 

 

 

 

 

 

 

پهلواني

 

كرمانجي جنوبي (سوراني)

 

 

 

 

گوراني

 

 

 

 

 

 

 

 

زازا (ديميلي)

گروسي (بيجاري، اردلاني (سنندجي)، سليماني، ورماوه، گريمياني، كليايي، زنگنه، كرمانشاهي، سيوندي (فارس)، بمپوري (بلوچستان)

لكي (تاتي شمالي در قفقاز، بيرانوندي، فيلي (پهله).

زنگنه، سنجابي، كرمانشاهي، كلهري، كندوله‌اي، بجورواني، باجلاني.

اوراماني (جلبچه، شيخاني، تختي، لهوني)

دُمبيلي، شبك، بُجاق، كُره، مُتي (مُدكي)، هازو، سيوِرِكي، دَرسيمي

 

اولاً‌ فيلي زبان لري است، اما لكي در لكستان و در لرستان بين ايلات بيرانوند، سلسله، دلفان و در بعضي از مناطق كوهدشت رايج است و تفاوت‌هايي بين هر يك از گويش قبايل يادشده وجود دارد.

ناميق صفي‌زاده (بوركه‌اي) تقسيمات متفاوتي از زبان كردي ارائه كرده است كه براساس آن گويش‌هاي اين زبان به پنج گروه به شرح زير تقسيم شده‌اند: (آموزش زبان كردي، ص 11ـ10)(14)

 

 

 

 

 

كردي

كرمانجي شمالي

 

كرمانجي ميانه

 

 

كرمانجي جنوبي لكي

 

كرمانجي جنوبي لري

 

گوراني

بوتاني، بهديني، بايزي، شمديناني، زازايي و قوچاني

سوراني، مكرياني، گرمياني، باباني و اردلاني

 

كلهري، ايلامي، كوهدشتي، شيرواني و گروسي

فيلي، بختياري، هفتگلي و سوسنگردي.

 

اورامي تخت، ژاوه رودي و لهوني

چنان‌كه پيداست اين تقسيم‌بندي نه‌تنها ناقص است، بلكه معلوم نيست چرا گروه زبان‌هاي لري را زيرشاخه‌اي از كردي دانسته است. از آن گذشته، تا جايي كه مي‌دانيم گويشي به‌نام سوسنگردي گزارش نشده است. شادروان دكتر حشمت‌الله طبيبي تقسيم‌بندي متفاوتي از گويش‌هاي زبان پيشنهاد كرده است كه براساس آن زبان كردي به چهار شاخه تقسيم مي‌شود ازجمله:

1ـ شاخه كرمانج شمالي 2ـ شاخه كرمانج جنوب 3ـ شاخه كردي كرمانشاهي 4ـ شاخه اوراماني و گوراني(15)

هريك از شاخه‌هاي يادشده به تعدادي زير شاخه تقسيم مي‌شوند كه در اينجا براي نمونه زيرشاخه‌هاي اوراماني و گوراني را برمي‌شمريم: 1ـ گويش زازا در ناحيه درسم و حوالي ارزنجان واقع در كردستان تركيه بدان تكلم مي‌شود. 2ـ گويش اورامان تحت 3ـ گويش اورامان لهون 4ـ گويش ژاوه رود 5ـ گويش پاوه و قسمتي از جوانرود 6ـ گويش گوراني قديم كه زبان كتابت، كتب مذهبي اهل حق است. 7ـ گويش ماچو ـ ماچو كه گويش سادات اهل حق است و ويژگي مذهبي دارد. 8ـ گويش گهواره‌اي قديم. 9ـ گويش كوره جوئي قديم 10ـ بيوه نجي قديم 11ـ گويش قلاعي 12ـ گويش كنوله‌اي (كندوله‌اي) 13ـ گويش باجلان كه در خاك عراق مقابل دشت ذهات [ذهاب] ساكنند (تحفه ناصري در تاريخ و جغرافياي كردستان ص 24ـ22)

0و بالاخره به نظر جويس بلو، زبان‌شناس فرانسوي، زبان كردي از سه گروه گويشي تشكيل شده است:

 

كردي

كردي شمالي (كرمانجي)

 

مركزي (سوراني)

جنوبي

شمال غربي (كرمانجي)

شمال شرقي كردي در قفقاز و ماوراي آن و نيز گويش بهدينان

نامبرده زبان‌هاي گوراني و زازا را در مبحث جداي از زبان كردي بررسي كرده است، زيرا معتقد است هر چند كساني كه به اين دو زبان تكلم مي‌كنند خود را كردي مي‌دانند، اما اين زبان‌ها متفاوت از زبان كردي هستند. (راهنماي زبان‌هاي ايراني، جلد دوم ، صص 545 ـ‌541 و 559 ـ 555)(16)

نمونه‌هايي كه از تقسيم‌بندي گويش‌ها و يا شاخه‌هاي زبان كردي ارائه شد، نشان مي‌دهد كه هنوز تقسيم‌بندي كاملي از زبان‌ها و گويش‌هاي كردي صورت نگرفته است. اما با اين حال، وجود زبان‌ها و گويش‌هاي گوناگون در بين كردان گوياي تنوع قومي در بين آنهاست، زيرا چنان‌كه يادآور شديم زبان از مهمترين عوامل در شكل‌گيري و تداوم هويت قومي است.

 

3ـ دين

يكي ديگر از عوامل سرنوشت‌ساز در شكل‌گيري هويت قومي دين است، زيرا دين از يك‌سو باعث انسجام و همبستگي بين پيروان آن مي‌شود و از ديگر سو، موجب مرزبندي بين پيروان اديان مختلف مي‌گردد. دين نه‌تنها از عوامل مهم در تعيين هويت قومي، بلكه به همان اندازه از عوامل تداوم هويت قومي است. به خاطر داشته باشيم تغيير دين و زبان دو عامل اساسي در تغيير هويت قومي و ملي مي‌باشند، چنان‌كه مردم كشوري كه اكنون تركيه ناميده مي‌شود، تا پيش از هجوم مسلمانان و تركان عثماني، پيرو دين مسيح و زبان آنها يوناني بود. اما تسلط تركان عثماني باعث تغيير دين و زبان ساكنان آن ديار شد كه درنتيجه هويت فردي، قومي و ملي آنها تغيير كرد، به‌طوري‌كه اكنون خود را ترك مي‌پندارند. چنين وضعي براي مصر، تونس، مراكش، ليبي و ديگر اقوامي كه اكنون خود را عرب مي‌دانند پس از فتح سرزمين‌هاي آنها به‌وسيله اعراب مسلمان پيش آمده است. چنان‌كه پيش از اسلام مردم ليبي، تونس و مراكش، عرب نبودند.

اما كردها از لحاظ دين هم يكدست نيستند. بيشتر كردها مسلمان و بيشتر آنها اهل سنت و جماعت هستند. به‌طوركلي كردهاي مسلمان به دو گروه سني و شيعه تقسيم مي‌شوند كه اهل سنت و جماعت به نوبه خود بيشتر شافعي و حنفي مذهب‌اند. ديگر كردان وابسته به فرقه‌ها و مذاهب مختلف به شرح زير مي‌باشند: (17)

1ـ مذاهب اهل سنت و جماعت

 

 

2ـ شيعـــه

3ـ غلاه: (اين فرقه‌ها بعضي از

پندارهاي ايرانيان پيش از اسلام را

حفظ كرده‌اند.)

 

 

 

4ـ طريقه‌هاي تصوف

1ـ حنفي (در بين كردهاي تركيه و بعضي از كردهاي آذربايجان شرقي و آذربايجان غربي)

2ـ شافعي: (در بين كردان عراق و استان‌هاي كردستان و بخشي از استان كرمانشاه و آذربايجان غربي)

1ـ اثني‌عشري (بيشتر در بين كردهاي ايران و عراق)

اهل حق (يارسان) ايران، عراق

علوي در تركيه وسوريه

كاكه‌اي در بين بعضي از كردهاي عراق

صارلي

شبك

دُروز مستقر در لبنان

1ـ نعمت‌اللهيه 2ـ خاكساريه 3ـ قادريه 4ـ نقشبنديه

5ـ مسيحي ـ تعداد كمي از كردهاي عراق، تركيه و سوريه مسيحي هستند.

6ـ كليمي ـ تعداد بسيار اندكي از كردان كليمي هستند.

7ـ تعدادي از فرقه‌ها و مذاهب ديگر.

چنان‌كه مشاهده مي‌شود تنوع ديني در بين كردها در مقايسه با اقوامي چون لرها، بلوچ‌ها و... چشمگير است كه چنين وضعي مايه تنوع هويت قومي در بين كردها شده است. آيا كسي مي‌تواند ادعا كند كه بين يك كرد سني با يك كرد يزيدي از لحاظ باورهاي ديني، فرهنگي، لباس و آداب و رسوم، تفاوت اندك است؟ باورها و اعتقادات ديني باعث شكل‌گيري گروه‌هاي مختلف با هويت‌هاي متفاوت در بين كردها شده و به تنوع قومي در بين آنها انجاميده است.

 

4ـ كردباوري

كردها به‌عنوان شعبه‌اي از ايرانيان اصيل، به علت رويدادهاي تاريخي چون هجوم اقوام غيرايراني (مانند اعراب و ترك‌ها) به قلمرو آنها و يا مهاجرت به خارج از قلمرو خود، به صورت اقليت‌هايي در بين جوامع غير ايراني قرار گرفته‌‌اند. در اين ميان تنها كردهاي ايران از اين جهت مستثنا هستند، زيرا هنوز كسي به قلمرو آنها تجاوز نكرده است. شكي نيست كه وضعيت كردها در بين جوامع غير ايراني چون عراق، تركيه، سوريه، لبنان و... در طول بيش از يك قرن باعث شكل‌گيري جنبش‌هاي مختلف رهايي‌بخش در بين آنها شده و در نتيجه قوم‌گرايي و قوم‌مداري در بين آنها شدت يافته است، از اين رو، اين تحولات در تقويت هويت كردي و كردباوري تأثير بخشيده است. منظور از كردباوري آن است كه كردها باوجود تفاوت‌هاي زباني، ديني، فرهنگي و... خود را كرد مي‌دانند.

 

5ـ تأثير فرهنگ اقوام غير كرد

با در نظر گرفتن اين واقعيت كه كردها در بين جوامع مختلف چون اعراب، ترك‌ها، ارمني‌ها و اخيراً اروپايي‌ها (بويژه آلمان‌ها) زندگي مي‌كنند، مي‌توان دريافت كه فرهنگ آنها به شيوه‌اي كم و بيش تحت‌تأثير جوامع غيركردي قرار گرفته است، به‌طوري‌كه بايد تفاوت‌هايي بين كردهاي تركيه و كردهاي عراق يا ارمنستان وجود داشته باشد. اگر چنين مطلبي واقعيت داشته باشد، در آن صورت مي‌توان گفت نفوذ فرهنگ‌هاي غيركرد از عوامل تنوع قومي در بين كرد بوده است. اما اين يك طرف سكه است، و طرف ديگر آن تأثير تمدن غرب و نوسازي است كه به‌تدريج تفاوت‌هاي قومي بين كردان را از جهاتي كاهش مي‌دهد. چنان‌كه براي نمونه استفاده از وسايل نوين، آموزش نوين و اقتباس از ديگر عناصر تمدن غرب، به‌تدريج باعث تشابهات نه‌تنها در بين كردها، بلكه در بين اقوام ديگر شده است، اما چون زبان و دين دو عامل اصلي در تنوع قومي بين كردها به شمار مي‌آيند و از آنجايي كه اين دو عامل به سادگي تغيير نمي‌كنند، مي‌توان دريافت كه تنوع قومي در بين كردها ادامه خواهد يافت.

 

6ـ لباس

پوشاك مردانه و زنانه نمودي از تنوع قومي در بين كردها به شمار مي‌آيد. بررسي تصاويري كه در طول يك قرن گذشته از گروه‌هاي مختلف كرد گرفته شده است نشان‌دهنده تفاوت پوشاك سنتي در بين آنهاست، براي نمونه پوشاك سنتي كردهاي كردستان با پوشاك كردهاي كرمانشاه ازجمله گوران‌ها، سنجابي‌ها، كلهرها و... كاملاً متفاوت است.

 

قوميت و حقوق شهروندي

بدون ترديد قوميت در طول تاريخ يكي از عوامل مهم در تعيين حقوق شهروندي بوده است. در جوامع سنتي، حقوق شهروندان متأثر از جايگاه قومي آنها در جامعه بوده و مي‌باشد، چنان‌كه قوم غالب، حقوق و مزاياي خاصي براي اعضاي خود تعيين مي‌كند و در مقابل، اقوام مغلوب و يا اقوامي‌كه در اقليت هستند از حقوق كمتري برخوردارند. با توجه به چنين واقعيتي ‌مي‌توان گفت كردها به علت پراكندگي در چند كشور به صورت اقليت قومي درآمده‌اند كه در نتيجه در موارد زيادي نتوانسته‌اند از حقوق شهروندي همانند ديگر اعضاي جامعه بهره‌مند شوند، براي نمونه در تركيه حتي هويت قومي كردها ناديده گرفته مي‌شود، به‌طوري‌كه آنها را «ترك‌هاي كوهي» مي‌نامند. نابرابري‌هاي ناشي از تفاوت‌هاي قومي، باعث جنبش‌هاي سياسي ـ نظامي در بين كردها در اين كشورها شده است كه هر روز در اخبار منعكس مي‌شود. اكنون بعضي از گروه‌هاي كرد حتي ساز جدايي‌طلبي را مي‌نوازند كه البته كار آساني نخواهد بود.

اما به نظر مي‌رسد در مورد كردهاي ايران كه قسمت بزرگي از خاك ايران را در اختيار دارند و برخلاف اين شعار كه كردها بدون سرزمين هستند، در ايران مالكيت آنها محفوظ مانده است، راه‌حل مناسبي براي تنش‌زدايي وجود دارد. البته بيشتر كردهاي ايران بويژه كردهاي خراسان و كردهاي استان كرمانشاه و ايلام مشكلي احساس نمي‌كنند و با جامعه ايران هماهنگ هستند. به هر روي در شرايط كنوني بهترين چاره اين است كه قدرت سياسي و اقتصادي بيشتري به استان‌ها، صرف‌نظر از قوميت‌ها داده شود، براي نمونه اجازه داده شود، استاندارها مانند شهرداري‌ها در هر استان انتخاب شوند و بودجه مملكت هم با توجه به جمعيت و ديگر عوامل به هر استان اختصاص داده شود. از اين طريق از نابرابري‌هاي منطقه‌اي و قومي كاسته خواهد شد و موجب مشاركت بيشتر مردم در امور مي‌شود. البته اگر لازم شود در اين زمينه گفتني‌ها زياد است.

 

نتيجه‌گيري

در اين مقاله وضعيت قومي در بين كردها بدون هرگونه جهت‌گيري بررسي شده و نشان داده شده كه با توجه به عوامل مختلف چون دين، زبان و غيره، تنوع قومي در بين كردها چشمگير است. به ديگر سخن هر چند كردها داراي نام مشترك با عنوان «كرد» هستند و خود را كرد مي‌نامند، با اين حال از گروه‌هاي متعددي با هويت‌هاي قومي متفاوتي تشكيل شده‌اند، چنان‌كه يك سني متعصب، پيروان فرقه اهل حق را جداي از خود مي‌داند و يا كردهاي يزيدي اعتقادات و فرهنگ خاص خود را كه با مسلمانان سني و شيعه متفاوت است، دارند.

در اين مقاله به بعضي از مطالب و نتيجه‌گيري‌هاي نادرست درباره هويت كردي و ارتباط آن با اقوام ديگر بويژه لرها اشاره شده است. در اينجا مجدداً يادآوري مي‌شود كه لرها، كرد نيستند هر چند اين دو گروه در بين اقوام ايراني وجوه مشترك دارند.

و نيز به اين مسئله اساسي پرداخته شده كه واژه كرد داراي دو معني است؛ به طوري‌كه از يك‌سو منظور قوم كرد است و ازسوي ديگر اين واژه در قرون اوليه اسلامي به قبايل كوچ‌‌نشين ايراني (غير غرب و غير ترك) صرف‌نظر از وابستگي قومي آنها اطلاق شده است؛ اما چنان‌كه اشاره كرديم چنين وضعي باعث شده كه بعضي از نويسندگان تصور كنند كه در آن زمان همه قبايل ايراني كرد بوده‌اند و سرانجام در پايان مقاله به اختصار از قوميت و حقوق شهروندي سخن به ميان آمده است و پيشنهادي براي رفع نابرابري‌هاي قومي ارائه شده است.

 

پي‌نوشت‌ها:

1- Minorsky,V, (1928) "Kurds" In Enyclopedia of Islam. No 36 Leydon: Late. E.T.Brill.LTD.

2ـ احسان هوشمند (1383) «كرد يا كردها؛ مدخلي جامعه‌شناختي بر كردشناسي»، فصلنامه گفتگو، شماره 4، ص 39ـ35.

3- Lambton, A.K.S (1971) "ILAT" In Encyclopedia of Islam. Vol. 3. PP 1095-1110. Leiden:E.T.Brill.

4ـ بنگريد به: ـ اميرشرف‌خان بدليسي (1364 ـ چاپ دوم) شرفنامه: تاريخ فصل كردستان با مقدمه و تعليقات محمد عباسي، تهران، مؤسسه مطبوعاتي علمي.

ـ شيخ محمد مردوخ كردستاني (1379) تاريخ مردوخ، تهران، نشر كارنگ.

ـ محمد امين زكي بيك (1381) زبده تاريخ كرد وكردستان، 2 جلد، ترجمه يدالله روشن اردلان، تهران، انتشارات توس.

Izady, Mehrdad.R.(1992) the Kurdz, A Concise Handbook: London: Crane Russak.

ـ صداقت كيش، جمشيد (1381) كردان پارس و كرمان. اروميه: انتشارات صلاح‌الدين ايوبي.

5ـ‌ نفيسي، سعيد (1336) تاريخ اجتماعي و سياسي ايران در دوره معاصر، جلد 2، تهران، انتشارات بنياد.

6ـ بنگريد به: كارنامه اردشير بابكان (1385)، ترجمه قاسم هاشمي‌نژاد، تهران، نشر مركز. در سنگ‌نبشته حاجي‌آباد برخلاف نقل قول دكتر صداقت‌كيش از كردان كرمانجي نام برده نشده. ر.ك: اكبرزاده، داريوش (1381)، كتيبه‌هاي پهلوي، تهران، انتشارات پارينه.

7ـ مقدسي، ابوعبدالله محمد بن احمد (1361)، احسن التقاسيم في معرفه الاقاليم، ترجمه دكتر علينقي منزوي، تهران، شركت مؤلفان و مترجمان و نيز به منابع ديگر چون: مسعودي (التنبيه و الاشراف) ابن حوقل (صوره الارض)، استخري (المسالك و ممالك) مراجعه شود.

8ـ دكتر صداقت‌كيش از نژاد كرد ياد كرده است و حال آن‌كه قوم كرد درست است.

9ـ امان‌‌اللهي بهاروند(1370)، قوم لر: پژوهشي درباره پيوستگي قومي لرها و پراكندگي جغرافيايي آنها در ايران، تهران، انتشارات آگاه.

10ـ بنگريد: جويس بلو (1383)، «كردي، گوراني و زازا» راهنماي زبان‌هاي ايراني، جلد 2، زبان‌هاي ايراني نو، ويراستار رودريگر اشميت، ترجمه آرمان بختياري و ديگران، تهران، انتشارات ققنوس.

11ـ ياسمي، رشيد (بي‌تا) كرد و پيوستگي نژادي و تاريخي او، ص 139، تهران، انتشارات ابن‌سينا.

12ـ درك كينان (1372)، كردها و كردستان، ترجمه ابراهيم يونسي، تهران، انتشارات نگاه.

13ـ ايزدي، The kurds.

14ـ صفي‌زاده بوركه‌اي، نامق (1378) آموزش زبان كردي، تهران، پژوهنده.

15ـ دكتر طبيبي، حشمت‌الله (1366) پنج مقاله ضميمه تحفه ناصري در تاريخ و جغرافياي كردستان، به قلم ميرزا شكرالله سنندجي (فخرالكتاب)، تهران، اميركبير.

16ـ جويس بلو، همان.

17ـ اين جدول براساس مقاله دكتر حشمت‌الله طبيبي تنظيم شده كه ضميمه تحفه ناصري است. (رك: شماره 15)

 

ديگر منابع:

1ـ‌ مارتين وان برونين سن (1378)، جامعه‌شناسي مردم كرد (آغا، شيخ، دولت): ساختار اجتماعي و سياسي كردستان، ترجمه ابراهيم يونسي، تهران، پانيذ.

2ـ هوشمند، احسان، (1382)، «كردستان: گذشته، حال و چالش‌هاي پيش رو» ويژه‌نامه چشم‌انداز ايران، كردستان هميشه قابل كشف.

3ـ سيسيل، ادموندز، جي (1367)، كردها، ترك‌ها، عرب‌ها، ترجمه ابراهيم يونسي، تهران، انتشارات روزبهان.

4ـ در اينترنت بيش از 8 ميليون مورد در سايت گوگل درباره كردها وجود دارد و نيز مراجعه كنيد به: Vikipedia كه به صورت دايره‌المعارف آزاد در اينترنت وجود دارد.

 

 

 

 

اولین ویژه نامه کردستان 1382

 

دومین ویژه نامه کردستان 1384

     فهرست سومین ویژه نامه کردستان  |  صفحه اول  |  بایگانی سال 1387  |