گزیده

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

 

     فهرست چشم انداز 89 صفحه اول |  بايگاني سال 1393 |    

 چشم انداز ایران - شماره 89 دي و بهمن 93

 

پیامدهای ناشی از تأخیر ازدواج جوانان در ایران

 زهرا افتخاری

کارشناس ارشد رفاه اجتماعی

مقدمه

ازدواج یکی از رویدادهای مهم در زندگی هر انسان است و به‌عنوان هنجاری پذیرفته‌شده در همه جوامع به ‌حساب می‌آید. ازدواج از نظر اجتماعی به‌عنوان پیوندی باثبات و هدفمند میان زن و مرد شناخته می‌شود و عامل تشکیل «خانواده» به‌عنوان اولین و مستحکم‌ترین نهاد اجتماعی است. ازدواج به‌عنوان یک عمل ارادی تابع خواست، تمایلات و دیدگاه‌های فردی است؛ اما زندگی اجتماعی انسان و روابط پیچیده او با پیرامون خود، ازدواج را در ارتباط متقابل با متغیرهای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و شخصیتی قرار می‌دهد.

زمان پاسخگویی به نیازهای جنسی و عاطفی و میزان احساس نیاز به داشتن همدم و همسر و احساس ارزش، اعتماد، امنیت پیداکردن در بین افراد، متفاوت و دارای شدت و ضعف‌هایی نامساوی است. برخی از افراد در سنین نوجوانی این نیاز را احساس نموده و مبادرت به ازدواج می‌کنند، برخی دیگر در سنین جوانی و تعدادی نیز پس از سپری‌کردن دوران جوانی ازدواج می‌کنند و ازدواج در برهه‌های مختلف تبعات مثبت و منفی به دنبال خواهد داشت. (شهرکی، 1387)

در ايران متوسط سن ازدواج از سال 1345 روندی افزایشی داشته؛ به‌طوری‌که متوسط سن ازدواج دختران، سیر صعودی داشته و از 4/18 سال در سرشماری 1345 به 4/22 سال در سرشماری 1375 رسیده و متوسط سن ازدواج پسران، پس از کاهش محسوس در اوایل انقلاب اسلامی، از سال 1365 به بعد روندی افزایشی داشته و درمجموع افزایش سن ازدواج در دختران بیش از پسران بوده است. (محبوبی منش، 1388)

اختلاف میانگین سن در اولین ازدواج در فاصله دهه 55-45 به‌شدت کاهش یافته و از 6/6 در سال 1345 به 4/4 سال در 1355 رسیده. پس‌ازآن به‌گونه‌ای کند به سیر نزولی خود ادامه داده و به‌تدریج به 8/3 در سال 1365 و 7/3 در سال 1370 و به رقم 3 در سال 1375 رسیده است؛ اما درمجموع، شدت آن در مناطق روستایی بیشتر است؛ بنابراین حتی در میان روستائیان نیز شاهد افزایش سن ازدواج، خصوصاً در بین دختران روستایی هستیم. (رضوی و دیگران، 1381)

بررسی آمارهای ثبتی ازدواج در سال‌های 1388-1383 رشد 23 درصدی را برای ازدواج نشان می‌دهد. این میزان رشد به نسبت جمعیت واقع در سن ازدواج که بیش از 35 درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند، رقم ناچیزی است و علی‌رغم نفوذ اعتقادات مذهبی و ارزش‌های اجتماعی حاکم بر جامعه ایران، نگران‌کننده بوده و جای مداقه و بررسی دارد (کاظمی پور، 1385).

 با توجه به آمار سازمان ملی جوانان، اشتغال مناسب با 28 درصد، مسائل مالی و اقتصادی با ۲۲ درصد و مسائل تحصیلی و کنکور با ۱۷ درصد اهمیت در فهرست دغدغه‌ جوانان جای دارند. ضمن اینکه تنها ۷ درصد جوانان ازدواج را به‌عنوان بزرگ‌ترین هدف خود برشمرد‌ه‌اند. معمولاً در تحلیل‌های آماری که از تأخیر ازدواج یا افزایش تجرد در کشور ارائه می‌شود با فرض قرار‌دادن ازدواج به‌عنوان یک دغدغه اصلی و اولویت نخست جوانان، عواملی مانند بیکاری و اشتغال، مسائل مالی، مسکن، طولانی‌شدن زمان تحصیل یا افزایش تجملات و افزايش هزینه ازدواج را به‌عنوان دلایل قطعی این تأخیر معرفی می‌کنند؛ بنابراین موضوع ازدواج با ۹ درصد اهمیت، در رده چهارم مهمترین نگرانی‌های جوانان ایرانی قرار دارد (صائمی، 1388).

مدیرکل سازمان ثبت‌احوال در مورد جوانانی که ازدواج نکرده‌اند نیز اظهار داشته‌اند: 11 میلیون و 200 هزار نفر جوان ازدواج‌نکرده داریم و 86 درصد ازدواج مردان در سن 20 تا 34 سالگی ثبت می‌شود و زنان 18 تا 29 سال. وی همچنین ازدواج‌هایی که سن زنان بیشتر از مردان بوده را 5/10 درصد اعلام کرد. همچنین اظهار داشته‌اند که درصد طلاق نسبت به سال 91، 4/3 درصد افزایش پیدا کرده است (محزون، 1392).

افزایش نرخ رشد جمعیت نیز ازجمله مؤلفه‌هایی است که به‌نوبه خود به افزایش سن ازدواج و بروز پدیده تجرد قطعی دامن زده است. بنابر آمار موجود، نرخ رشد جمعیت در ایران طی سال‌های 1350 تا 1365 در حدود 9/3 درصد بوده است. پس‌ازآن نرخ رشد جمعیت در ایران کاهش یافته و تا سال 1370 و 1375 به 5/2 درصد و بین سال‌های 1370 به 5/1 درصد رسیده است. این تغییرات قابل‌توجه در نرخ رشد جمعیت به‌وضوح در شکل هرم جمعیت ایران دیده می‌شود، به‌طوری‌که تا سال 1365 قاعده هرم جمعیتی به‌طور مدام بزرگ‌تر شده و پس‌ازآن کوچک می‌شود. (جعفری مژدهی و قندی، 1382)

بیان مسئله

در طول تاریخ بشر مفهوم ازدواج و کارکردهای آن تغییر کرده است و فراز و نشیب فراوانی داشته و با تطور جوامع سبک ازدواج نیز دچار تحول و تغییراتی شده است. تأخیر ازدواج در میان جوانان ایرانی صرفاً برآمده از شرایط اقتصادی اجتماعی نیست و بخشی از علل آن را باید در تحولات فرهنگی و تغییر در سبک زندگی جست‌وجو کرد. در سال‌های اخیر، پدیده ازدواج که منشأ وقوع ولادت و باروری و به‌عنوان عامل بسیار مؤثر بر ساخت سنی و جنسی جمعیت و افزایش آن محسوب می‌شود، در کشور ما دستخوش تحولات توجه‌برانگيزي شده است. تحولات واقع‌شده در حوزه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه، نظیر افزایش شهرنشینی و باسوادی و به‌ویژه تحصیلات زنان و تمایل به کسب درآمد و شغل مناسب در پيش از ازدواج از نشانه‌های حرکت جامعه به‌سوی مدرنیزه شدن است. ازدیاد جمعیت دختر و پسر واقع در مدار ازدواج که بیش از یک‌سوم جمعیت کشور را تشکیل داده‌اند و حاصل افزایش شدید موالید دهه 60 هستند و افزایش سن ازدواج در کشور برای دولتمردان و جامعه محققین نگران‌کننده شده است. (کاظمی پور، 1385).

همچنین طبق اطلاعات مرکز آمار ایران، جدول و نمودار زیر روند تغییرات میانگین سن در اولین ازدواج را درکل کشور نشان می‌دهد.

 

 

سال

کل کشور

مرد

زن

1345

0/25

4/18

1355

1/24

7/19

1365

6/23

8/19

1370

6/24

9/20

1375

6/25

4/22

1385

2/26

3/23

1390

7/26

4/23

 

 

 

جدول 1- میانگین سن در اولین ازدواج بر اساس جنس در کل کشور (مأخذ: مرکز آمار ایران)

 

با توجه به جدول فوق می‌توان این نتایج را استنباط کرد:

1- سن ازدواج جوانان به‌استثنای دوره 1355 تا 1365 در مورد دختران و پسران روندی افزایشی داشته است.

2. هرچند متوسط سن ازدواج پسران نسبت به سال 1345 تغییر کمتری داشته؛ اما در مورد دختران سن ازدواج همواره افزایش پیدا کرده است.

3. رشد متوسط سن ازدواج از سال 1365 شروع و تا سال 1390 شدت یافته است.

 

 همچنین براساس اعلام سازمان ثبت‌احوال، میانگین سن ازدواج در تهران با 8/27 سال برای مردان و 8/23 سال برای زنان بیشتر از سایر استان‌های کشور است.

 

اهمیت موضوع

نهاد خانواده ضمن اینکه بیشترین تأثیرگذاری را در روابط انسانی، عاطفی، اجتماعی، اقتصادی و روان‌شناختی دو یا چند نفر محدود دارد؛ لیکن به‌عنوان یک نهاد عام و فراگیر پایه شکل‌گیری بسیاری از روابط اجتماعی و مسائل مربوط به جامعه است و تأثیرگذارترین مؤلفه در هر جامعه بوده است. بی‌دلیل نیست که نهاد خانواده به همراه نهاد دین و حکومت همواره به‌عنوان یک نهاد تأثیرگذار و کلان مطرح و موردتوجه بوده است؛ لذا اولین تأثیر تأخیر ناموجه در امر ازدواج پیدایش آسیب‌های متعدد در حوزه خانواده و درنتیجه کلیت جامعه است.

عواملی مثل بیکاری، مسائل مالی، مسکن، طولانی‌شدن زمان تحصیل یا زیادشدن انتظارات و توقعات و هزینه زیاد ازدواج، ازجمله مسائل عمده تأخیر در ازدواج شده است. این مشکل روزبه‌روز در بین جوانان ما پررنگ‌تر شده و همین امر باعث تغییر در سبک زندگی‌شان می‌شود؛ به‌طوری‌که پیوستار زمان ازدواج تغییر کرده و ساختارشکنی شده و کارکرد ازدواج دچار دگرگونی‌های ناخواسته و آسیب‌زا شده است. به‌طوری‌که 5 میلیون و 570 هزار مرد و 5 میلیون و 670 هزار زن در سن ازدواج قرار دارند؛ اما هرگز ازدواج نکرده‌اند. همچنین مردانی که بیش از 35 سال سن دارند و با تأخیر ازدواج مواجه شده‌اند، 320 هزار نفر هستند و زنانی که حدفاصل 29 تا 49 سال هستند و ازدواج نکرده‌اند 980 هزار نفر هستند.

در کنار مسائل عمده تأخیر ازدواج، دیدگاه‌های جدید مختلف دیگری در باب ازدواج پیش آمده و افراد در سنین ازدواج به دلیل مجاورت با آموزش‌های رسمی و غیررسمی جهان مدرن، سبکی دیگر برای زندگی‌شان انتخاب کرده و از الگوهای رایج جهان پیروی کرده که سنخیتی با هنجار جامعه خودشان ندارد.

 توسعه روزافزون ارتباطات و فناوری‌های نوین ارتباطی، تأثیرات ژرفی بر مناسبت‌های انسانی و اجتماعی جامعه گذاشته و نظام فرهنگی ما را به‌شدت دگرگون کرده است. به‌واسطه این شکل جدید از ارتباطات، برخی محدودیت‌های فرهنگی که در گذشته در این باره  وجود داشت، برداشته شده و دو جنس مخالف از فرصت و امکان بیشتری برای ارتباط با یکدیگر برخوردار شده‌اند. این امر به لحاظ روان‌شناسی بخشی از نیازهای عاطفی دو طرف را رفع می‌کند.

 فضای مجازی پیامدهای گوناگونی دارد؛ ازیک‌طرف نیاز انسان‌ها و تعاملات دوسویه و چند سویه مجازی را برطرف می‌کند، از سوی دیگر این نوع رابطه عاملی برای تهدید و یا تقلیل رابطه طبیعی شده و انسان در اسارت الکترونیک و تجهیزات مجازی سوق پیدا کرده و انسان شیءزده می‌شود و احساس به نیاز طبیعی کاسته شده و انسان ماشینی شده و دچار بیگانگی، الیناسیون و آنومیک می‌شود. اگر بپذیریم یکی از انگیزه‌ها و نیازهای مهمی که منجر به ازدواج یا تصمیم به ازدواج می‌شود، پاسخ به حس تنهایی و نیازهای عاطفی است، با رفع بخشی از این نیاز به‌واسطه همین روابط مجازی، انگیزه به ازدواج نیز تا حدودی کاهش می‌یابد. از سوی دیگر در رهگذر این روابط شناخت دو طرف از ویژگی‌ها و خصلت‌های جنس مخالف بیشتر می‌شود و موجب نوعی احتیاط و محافظه‌کاری در انتخاب همسر در آنها می‌گردد. بر همین اساس نیز می‌توان به جایگزین‌شدن روابط مجازی با خطر ریسک‌پذیری کمتر به‌جای روابط واقعی با ریسک بسيار اشاره کرد که در درازمدت به تأخیر در ازدواج دامن می‌زند و آن را تقویت می‌کند. این باعث می‌شود جامعه دچار آسیب شود؛ چراکه دیگر جوان رغبتی به ازدواج پیدا نمی‌کند و ترجیح می‌دهد نیازمندی‌هایی را که از طریق زندگی مشترک به آنها پاسخ می‌داد را با روابط پنهانی با جنس مخالف رفع نماید. روابطی که با عرف، هنجار و شئون دینی جامعه سازگاری ندارد.

امروزه زمان ازدواج شکل و شمایل جدیدی به خود گرفته؛ به‌طوری‌که عد‌ه‌ای که با ازدواج مخالف بوده و به تجرد اصالت می‌دهند و ازدواج را یک سنت کلیشه‌ای و غیرعقلانی تفسیر می‌کنند که مانع بزرگی در راه رشد و ترقی فردی به حساب می‌آید و عده‌ای دیگر بر این باورند که در دوران جوانی دست‌کم تا ۳۰ سال فرد باید آزادانه به تجربه و لذت‌بردن از زندگی بپردازد و پس از رفع نیازها و به‌اصطلاح جوانی کردن زیر بار مسئولیت تشکیل خانواده برود.

وجود اعتماد اجتماعی در بین افراد جامعه ازجمله مباحث مهم در هر جامعه‌ای است و اگر این عنصر مهم در جامعه نقش اساسی‌اش را از دست دهد و کمرنگ شود، اثرات جبران‌ناپذیری را به‌دنبال خواهد داشت. نبود انسجام و همبستگی در انواع روابط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و گسترش انواع بزهکاری‌های اخلاقی در سطح جامعه به نهاد خانواده و مناسبات انسانی هم تسری یافته و اساساً کیفیت ارتباط با دیگران را دچار شک و تزلزل کرده است. افزایش اعتیاد، فریبکاری و کلاهبرداری و تجربیات تلخ دیگران در کنار توسعه کمی شهرنشینی و افزایش جمعیت که انسان‌ها را باهم بیگانه کرده است، موجب بی‌اعتمادی و حداقل دیراعتمادی افراد می‌شود که نقطه عطف و حساس این مسئله در ازدواج و وصلت با دیگری خود را نشان می‌دهد.

بدیهی است هرقدر اعتماد و همبستگی میان افراد جامعه كمتر باشد، ریسک ازدواج بالاتر می‌رود و افراد، محتاط‌تر از پیش اقدام به این کار می‌کنند. البته این مسئله در شهرهای بزرگی مثل تهران به دلایل تراکم جمعیتی و تفاوت فرهنگی، بیشتر به چشم می‌خورد و در شهرستان‌ها شیوع کمتری دارد. لذا یکی از دلایل مهم تأخیر ازدواج به‌ویژه در شهرهای بزرگ همین عدم اعتماد متقابل و شناخت کم طرفین نسبت به یکدیگر است. این مسئله از سوی دیگر، نتایج مثبتی هم دارد و ازدواج را با ضرورت تحقیق و انتخاب آگاهانه عجین می‌کند و از آسیب‌های احتمالی پیشگیری می‌کند. به همین دلیل سالم‌بودن به لحاظ اخلاقی و انسانی، بار دیگر منزلت خود را در انتخاب همسر باز می‌یابد و بر معیارهای مالی رجحان دارد.

افزایش تحصیلات و افزايش سطح آگاهی زنان یکی دیگر از مسائلی است که در تأخیر ازدواج نقش بسزایی دارد. امروزه زنان با طی کردن مراحل تحصیلی نسبت به مطالبات قانونی خودآگاهی بیشتری پیدا کرده‌اند و از حق‌وحقوق قانونی خود مطلع هستند؛ بنابراین تن به هر ازدواجی نمی‌دهند. از طرفی این شناخت باعث‌شده تا گاهی سقف آرزوهای آنان فراتر از ازدواج قرار گیرد و حتی ادامه تحصیل در اولویت بالاتری از ازدواج جای گیرد.

 غريزه جنسى نیز واقعيتی است که اگر از طريق مشروع و طبيعى ارضا نشود، بيم آن می‌رود كه از طريق غيرمجاز خود را آشكار سازد و باعث بروز ازدواج ناقص یا شبه ازدواج گردد.

خانه مجردی اغلب پدیده‌ای متعلق به شهرهای بزرگ است که به کثرت‌گرایی و تکثر فرهنگی مربوط می‌شود. اصل خانه‌های مجردی را به‌طور مطلق نمی‌شود رد کرد، بلکه این پدیده را باید خوب شناخت و نقاط مثبت و منفی‌اش را دید. افزایش سن ازدواج در دختران به سبب تجردهای ناخواسته است؛ یعنی دختران می‌خواهند ازدواج کنند؛ اما نمی‌شود.

یکی از عوامل گرایش به خانه مجردی افزایش طلاق است و در شهر بزرگی مانند تهران 40 درصد از زوج‌ها در 4 سال اول زندگی‌شان به طلاق می‌رسند. کل طلاق‌ها در کشور در سال 91 بین 19 تا 20 درصد و اغلب در سن جوانی بوده است.

درمجموع تأخیر در سن ازدواج، تعارض‌های نسلی، استقلال‌طلبی، مهاجرت تحصیلی، مقاومت‌نکردن خانواده‌ها، افزایش طلاق، الگوبرداری از دوستان و هنجارشدن زندگی مجردی، از مهمترین عوامل افزایش پدیده‌ خانه‌ مجردی است. گرایش به رفتارهای پرخطر جنسی، یکی از تبعات خانه‌های مجردی است؛ به‌خصوص اگر خانه‌ مجردی محلی باشد که طرف احساس کند دور از چشمان دیگران می‌تواند برخی رفتارهای انحرافی را انجام دهد و با بعضی‌ها ارتباط داشته باشد. اگر ازلحاظ روان‌شناختی نگاه کنیم، کسانی که خانه مجردی دارند، افسرده‌اند و گاهی هم حتی زمینه‌های گرایش به خودکشی را ایجاد می‌کنند به همین دلیل آمار خودکشی در زیست‌های مجردی بسیار بیشتر از خانواده‌هاست(گلزاری، 1392).

مشکلات اقتصادی پدیده جدیدی به نام زندگی سفید را ایجاد کرده است. بدین معنا که هر دو فرد دارای اقتصاد مشترک، گذران روزمرگی و روابط زناشویی مشترک هستند؛ اما این ارتباط دارای قرارداد حقوقی یا عرفی مشترک نیست.

پل‌های هوایی و دیوارهای شهر می‌توانند وسیله اطلاع‌رسانی درباره نیاز به همخانه و تقسیم وجه اجاره یک خانه باشد، گاهی هم فضای مجازی محل مناسبی برای انتشار این آگهی‌هاست. اغلب آگهی‌دهندگان دانشجویان و افراد مجرد شاغلی هستند که به فرد دیگری برای تقبل بخشی از هزینه‌ها نیاز دارند. به نظر می‌رسد بعد از ازدواج‌های سفید و رفتن زوج‌ها به زیر یک سقف بدون ایجاد پیوند زناشویی رسمی، این پدیده در قالب جدیدی در حال رشد است و تنها یک ضرورت اقتصادی موقتی برای گذران زندگی است. (روزنامه جهان صنعت.1393)

پژوهش‌های خارجی

1. جین پل ساردن برای نشان دادن تفاوت‌های الگوی ازدواج اروپای شرقی و غربی، وضعیت زناشویی را در 21 کشور اروپایی با استفاده از تحلیل نسلی و خوشه‌ای بررسی نمود. یافته‌های پژوهشی وی نشان داد که در دو دهه اخیر ازدواج در اروپای شرقی زودرس بوده و عمومیت بیشتری داشته است؛ اما در اروپای غربی کاملاً برعکس بوده و حتی نسبت بالایی از افراد هرگز ازدواج نکرده دیده می‌شود. علاوه بر این ساردن دریافت که میانگین سن در اولین ازدواج برای مردان و زنان اروپای شرقی به ترتیب 1/25 و 1/22 بوده، درحالی‌که ارقام مشابه در اروپای غربی 2/27 و 8/24 بوده است (حسین زاده، 1387).

2. مک دونالد هیوول (1944) پژوهشی با عنوان «بررسی علل افزایش سن ازدواج» انجام داد. وی در مورد علل افزایش سن ازدواج چنین اظهار می‌کند: عوامل متعددی بر زمان ازدواج مؤثر هستند، یکی از مهمترین عوامل مؤثر تحصیلات عالی زنان است که با تأخیر ازدواج همبستگی نشان می‌دهد. دومین عامل اشتغال زنان است. از عوامل دیگر، دشواری دسترسی به زوج مناسب است که در اثر پدیده‌ای به نام عدم تعادل جنسی در هنگام ازدواج ناشی می‌شود. عامل دیگر میزان آزادی در انتخاب همسر است. ازدواج‌های ترتیب داده‌شده نسبت به ازدواج‌های آزاد در سنین پایین‌تری اتفاق می‌افتد. در ممالک غربی، تقریباً افراد آزادی کاملی در انتخاب شریک زندگی‌شان دارند. در کشورهای درحال‌توسعه، ازدواج‌های ترتیب داده‌شده در سیستم‌های خانواده هسته‌ای احتمالاً کمتر از سیستم‌های خانواده گسترده است. این‌چنین ازدواج‌ها (ترتیب داده‌شده) مسئولیت بزرگی برای خانواده محسوب می‌شود و توسط والدین یا خویشان یا دایه‌ها صورت می‌گیرد. (هیول، 1388)

3. دوبل سي گلينل خاطرنشان مي‌سازد كه در رژيم استبدادي فرانسه قبل از سال 1789 هر چه سطح زندگي پائین‌تر بود،‌ سن ازدواج دختر عقب‌تر مي‌رفت؛ ولي در سن ازدواج مردان تأثیر نداشت. از طرف ديگر، بحران و بدي محصول، در طبقات فقير از دو حال خارج نبود: يا دخترها خيلي زود ازدواج می‌کردند يا اصلاً ازدواج نمي‌كردند. وي نتيجه مي‌گيرد كه وقتي سطح زندگي اقتصادي و اجتماعي پائين بيايد روزبه‌روز تعداد زن‌هايي كه از شوهرانشان مسن‌تر هستند، ‌بيشتر مي‌شود. در بعضي از روستاها عروس كوچك‌تر از 30 الي 35 سال به‌ندرت ديده می‌شد، درصورتی‌که ميانگين سن ازدواج مردان كمتر از 30 تا 35 بود. برعكس طبقه اعيان و اشراف نگران سن ازدواج فرزندان نيستند (دوبل گلينل، 1789)

4. ليشتر و سايرين در سال 1992 نيز در بررسي‌هاي خود نتيجه گرفته‌اند كه گرايش به سمت اهميت ازدواج و خانواده و نقش‌هاي زنان در خانواده در زمان ازدواج مؤثر است. زنان جواني كه به ارزش‌هاي سنتي كمتر معتقدند، بيشتر احتمال دارد كه ازدواج را به خاطر تحصيلات بالاتر يا وارد شدن به بازار كار به تأخیر بيندازند (ليشتر، 1992)

 

اهم کارکردهای مثبت تأخیر در ازدواج

1. جوانان عقلانی‌تر و اقتصادی‌تر به ازدواج فکر می‌کنند و این امر باعث افزایش رفاه اجتماعی خانواده می‌شود.

2. جوانان استقلال فکری بیشتری نسبت به گذشته و نسبت به جامعه سنتی خویش دارند.

3. دارای تحصیلات در مقاطع بالاتر و تکمیلی شده‌اند که شاید در شغلی که در آینده به دست خواهند آورد، مؤثر باشد و این امر در تربیت فرزندانشان در آینده تأثیر بسزایی می‌گذارد.

4. دارابودن امتیازات فوق می‌تواند در سازگاری زوجین تأثیر گذاشته و باعث استحکام خانواده شود.

 

اهم کارکردهای منفی تأخیر در ازدواج

1.      سن باروری را در زنان بالا می‌برد و این مسئله باعث تولد کودکان دچار اختلال می‌شود و داشتن فرزند دچار اختلال در سلامت روان والدین تأثیر می‌گذارد و تبعات خاص خودش را خواهد داشت.

2.      با افزایش سن، احساسات مثبت و شور و هیجان جوانی تقلیل پیدا کرده و این امر در انسجام خانواده و تربیت فرزندان که آینده جامعه را می‌سازند، بسیار تأثیرگذار است.

3.      با استقلال فکری که فرد پیدا می‌کند به رفتارهایی تمایل پیدا می‌کند که بیشتر به نفع شخصی خویش است به‌طوری‌که اگر در زندگی زناشویی دچار اختلاف شود به‌راحتی تصمیم به طلاق می‌گیرد که این مسئله نیز تبعات خاص خود را ایجاب می‌کند.

4.      دیرکرد ازدواج گاهی اوقات منجر به جداشدن فرد از خانواده خود و پناه‌بردن به خانه مجردی می‌شود. زندگی در خانه مجردی مشکلات بسیاری را در پی خواهد داشت ازجمله می‌توان به‌تنهایی و امکان افسرده شدن فرد، نداشتن امنیت و تغییر نگاه افراد جامعه به دلیل سنتی‌بودن فرهنگ و برخوردهای غیرمنطقی با فردی که در خانه مجردی زندگی می‌کند

5.      ایجاد رابطه‌های مجازی و غیرطبیعی که این امر منجر به کاسته‌شدن احساس طبیعی فرد می‌شود چراکه دیگر رابطه چهره‌به‌چهره وجود ندارد و فرد نمی‌تواند احساسات خود را آن‌طور که باید بگوید و از طریق چهره و سیمای ظاهرش به دیگران انتقال دهد. این امر به بی‌اعتمادی منجر می‌شود و گسترش بی‌اعتمادی انواع انحرافات اخلاقی را در سطح جامعه تسری بخشیده و کیفیت ارتباط با دیگران را دچار شک و تزلزل می‌کند.

اگر بخواهیم پیامدهای منفی را بیان کنیم شاید بتوان صدها سطر را پر کرد؛ اما راهکارهایی را که می‌توان پیشنهاد کرد عبارت است از:

1.      آگاه‌نمودن جوانان از عواقب و تهدیدهای دیرکرد ازدواج از طریق خانواده، کلیه رسانه‌های عمومی و کمک نهادهای دولتی و غیردولتی

2.      بیان مسائل و واقعیت‌های اجتماعی جامعه به‌طور آزادانه، چراکه تأخیر در ازدواج و کارکردهای منفی آن تأثیر فزاینده‌ای در نابسامانی اجتماعی و ناهنجاری در خانواده‌ها دارد و بی‌توجهی و عبور از آن به‌عنوان اینکه «تابو» تلقی شود آثار جبران‌ناپذیری به دنبال خواهد داشت که توصیه می‌شود این مباحث در بستری منطقی و نظام‌اند مطرح و از مخفی نگاه‌داشتن آن پرهیز شود. به نظر می‌رسد مسائل اجتماعی ازاین‌دست باوجود اهمیت بسياري که دارند در میان تابوها جای گرفته و همین موضوع می‌تواند آسیب‌های ناشی از آن را تشدید کند و آسیب اجتماعی خود منجر به ایجاد آسیب دیگری گردد.

3.      تسهیل در شرایط ازدواج خصوصاً فرهنگ‌سازی مجدد در تقلیل مطالبات غیرواقعی و خواسته‌های آرمانی غیرمنطقی جوانان در ازدواج از قبیل میزان مهریه یا مسکن یا رفاه زندگی.

4.      تسهیل در پدیده اشتغال و تقلیل بیکاری، نقشی سریع و مستقیم در تعدیل تأخیر ازدواج دارد.

5.      الگوسازی‌های صحیح مبتنی بر مؤلفه‌های دینی، عرفی و علمی می‌تواند به تسهیل و ترغیب ازدواج منتهی و تأخیر آن را تعدیل نماید.

 منابع مقاله در دفتر نشريه موجود است

 

 

     فهرست چشم انداز 89 صفحه اول |  بايگاني سال 1393 |